کاربر عزيز،
به وبسايت CyBeR 8 خوش آمديد

خدای من (My God)

خدایا! ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم؛

 ولی دیدم هیچ چیز تلخ‌تر از بی تو بودننیست!

 God! I’ve tasted bitterness alright

 but nothing is more bitter

 than not being with you

ای شهید

http://samentheme.ir/uploads/old/13707091731.jpg

ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود برنشسته ای!
دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش...
"سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی"
شـادی روح شــهدا صــلوات

آنان چفیه را خیس می کردند....

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...

به ادامه مراجعه نمایید...

خونم فدای حرف رهبرم....

ثامن تم : خونم فدای حرف رهبرم....

پرنده ای دیگر بال زد و به کاروان نینواییان حسین(ع) اضافه شد او در میان شمران زمانه جنگید و از حرم حضرت زینب دفاع کرد و نام مدافعان حرم را برای خود برگزید.عزیزانی دستانشان را به امید دستگیری علمدار بی دست به سوی آسمان بلند کردن شاید در این شلوغ بازار روزگار برای خود معبری به سوی معراج بیابند و همنشین سید جوانان اهل بهشت حسین(ع) گردند.آنهارفتند تا نشان دهند ملت ایران کوفی نیستند که اهل بیت پیامبر اکرم(ص) را در صحرای کربلا تنها بگذارند و رقیه (ع)را برای بازگشت عمویش عباس ابن علی چشم انتظار بگذارند تا مشکی آب برای رفع عطش رقیه خاتون حسین بیاورد و کامش را با آب فرات سیراب کند...

بوی انتظار...

ثامن تم : بوی انتظار...

روزهای جمعه را دوست دارم، چراکه مرا به یاد تو می‌اندازد، به یاد تو که روزی خواهی آمد.روزهای جمعه را دوست دارم، چراکه متعلق به توست، به تو که صاحب الزمانی. روزهای جمعه را دوست دارم، چراکه توی این روزها، کوچه‌ها، خانه‌ها، درخت‌ها، گل‌ها، حتی حرف‌ها و نگاه‌ها، همه حال و هوای دیگری دارد. حال و هوای تو را دارد.
روزهای جمعه را دوست دارم، چراکه همه چیز بوی انتظار می‌دهد، بوی تو را، بوی قدم‌های آسمانی تو را.
روزهای جمعه را دوست دارم، چراکه تقویم خانه نیز رنگ غروب و تنهایی لحظه‌های بی‌تو را به خود دارد، رنگ سرخ غروب انتظار را.یک جمعه دیگر آمد و رفت، بی‌تو. بدون حضور تو، بدون ضرباهنگ قدم‌های تو.یک جمعه دیگر آمد و رفت، اما این بار نیز چشم‌ها به نور جمال و زیبای تو روشن نگشت. یک جمعه دیگر آمد و رفت و... .یک جمعه دیگر آمد و رفت و زمزمه دعای اللهم عجل لولیک الفرج این بار نیز به استجابت دعا نرسید.